خرید بک لینک
هفته ی سختی بود، دیروز میانترم محاسبات کوانتمی داشتم، فردا هم جی ار ای دارم! خب من سعی خودم رو برای همه چیز کردم، برای میدترم هم تلاش کردم، اما سعی من، نمره کامل نبود! نمره ی خوب هم نبود! نمره ی متوسط بود! اما به هر حال سعی بود و... آره، شاید اگه در ماه مهر، شبها تا دیر وقت کتاب نمی خوندم! مثلا اون یکشنبه، تا ساعت 3، 4 صبح، "پلورالیزم دینی" نمی خوندم و یا تمام آخر هفته ها، مقاله های اون پروژه ی چلغوز رو نمی خوندم و بقیه تایمم رو به آهنگ گوش دادن و وب گردی و احوال پرسی با آدمها، نمی گذروندم. الان بهتر می شد امتحانم! کارها و اتفاقات متفرقه این دو هفته: سه چهار

برچسب: یه هفته دیگه عروسیمه,یه هفته دیگه تولدمه, نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 19:12

سالها پیش شاید در چنین روزهایی، این مطلب کتاب فارسی رو خوندم و جو گیر شدم و بعدش معتاد! طوری که هر جا می رفتم، از مدرسه گرفته تا مهمونی و پارک و خرید، کتاب دستم بود و سرم توش بود. اینکه چرا از اون ور افتادم این ور و چرا دوباره خواستم از این ور، برم اون ور بماند.اما اشتراک جالبی وجود داشت بین این دو ور، که باعث شد خودم رو بهتر بشناسم! + راستش این روزها هم، خودم رو با این طرز فکر حفظ می کنم، که اصولا فرقی نمیکنه چکار می کنیم، وقتی کنجکاوی، هیجان، استقامت و پیشرفت می تونیم داشته باشیم و همین روش انعطاف پذیر برخورد با مسائل، تا حالا برام کافی بوده! +یه رب پیش، آ

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 11:25

صفحه بندی